
دعای روز سوم:
اَللّـهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ الذِّهْنَ وَالتَّنْبيهَ، وَباعِدْنى فيهِ مِنَ السَّفاهَةِ وَالتَّمْويهِ،
خدايا روزيم كن در اين ماه تيزهوشى و بيدارى و دورم گردان در آن از بى خردى و اشتباه كارى
وَاجْعَلْ لى نَصيباً مِنْ كُلِّ خَيْر تُنْزِلُ فيهِ، بِجُودِكَ يا اَجْوَدَ الاَْجْوَدينَ
و مقرّر فرما برايم بهره اى از هر خيرى كه در آن نازل گردانى بجود و كرمت اى باجودترين جودمندان

در روز سوم، طبق این دعا چه می خواهیم؟
در این روز از خداوند می خواهیم که برایمان از هر خیری که در این ماه قرار داده شده، نصیبی قرار دهد. خیر ، هر نیکویی و جود و کرم [1] و بخششی است که هر کسی به آن تمایل دارد. فلذا این درخواست را با صفت جواد باری تعالی از خداوند می خواهیم. چون خیر، از کسی صادر می شود که اهل جود و کرم باشد.نکته ای که این جا هست، اسم تفضیل بودن واژه خیر هست. یعنی بهترین. نهایت هر چیزی رو از خداوند خواستاریم، اما متناسب با ظرفیت خود، نصیبی را می خواهیم. چرا که اگر خارج از ظرفیتمان بخواهیم، سودمندمان نخواهد بود. نصیبی از این خیر را برایم قرار بده. این نصیب متناسب با ظرف وجودی من است.
خداوند، بهترین ها را اگر به ما بدهد و ما دو ویژگی را نداشته باشیم، این بهترین و جود خداوند، به درد ما نمی خورد . مثل طلایی که دست نابینایی بیافتد و نداند که این طلاست. و او را به جای آهنی از دست بدهد. این دو ویژگی چیست؟ از خداوند می خواهیم که روزیمان کند الذِّهْنَ و التَّنْبيهَ.
ذهن، در لغت به معنای زیرکی و زکاوت [2] و فهم و عقل و نیز حفظ قلب [3] آمده است. کسی که بتواند نکته ای را دریافت کند، در قلب آن معنا را درک کند، با فکر و تعقل و ذهن خود آن را بپروراند و در موقعیت های مقتضی، استفاده کند، از زیرکی و زکاوت در امور برخوردار است. نکته ای را می بیند و استفاده می کند که دیگران نمی بینند. و این یک موهبت الهی است. پس ما این موهبت را از خداوند می خواهیم.
مورد دیگری که از خداوند می خواهیم تا بتوانیم نصیب بیشتری از خیر داشته باشیم و به بهترین وجه از آن استفاده کنیم، التَّنْبيهَ است. تنبیه مصدر است. از واژه نبه، که به معنی بیداری و قیام [4]در کتب لغت آمده است. اما تنبیه، فراتر از بیدار شدن است. معنی تنبیه آگاه ساختن است. هوشیار کردن کسی. وقتی کسی از خواب بیدار می شود، هنوز هوشیار نشده . وقتی از خواب بیدار شد و هوشیار شد، همان حالت یقظه و آگاهی برایش پیش می آید.
در ادامه کامل درخواست کردن را یاد می گیریم. هم از خداوند زیرکی و زکاوت و فکر را می خواهیم و هم آگاهی و بیداری از خواب های غفلت را و هم از خداوند می خواهیم که ما را از هر چه که در مقابل این دو خواسته مان هست ، دور بفرماید وَباعِدْنى فيهِ مِنَ السَّفاهَةِ وَالتَّمْويهِ، سفاهت به معنای سبکی و نقص در بدن و نیز سبکی نفس و خفتی انسان که بواسطه نداشتن عقل دچارش می شود[5]، است. نقطه مقابل الذهن که زیرکی و دارا بودن از عقل و فهم بود. نیز به معنای تلبیس آمده است.[6]و تلبیس هم مخالف آگاه ساختن است. مشتبه کردن و درهم و برهم کردن امری، تلبیس گفته می شود. و ما از هر چیزی که مخالف دو خواسته اولمان است، دوری می گزینیم.
این از زیبایی های ادعیه ماست که نقطه مثبت و منفی را در قالب درخواست و نخواستن بیان می کنند تا هم به صورت جامع دعارا کرده باشیم و هم آگاه باشیم که برای رسیدن به خواسته، باید این ها را از خود دور کنیم.
——————
[1] الخير: الكرم و الجود: التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج3، ص: 157
[2] الذهن: الفطنة و الذكاء: مجمع البحرين، ج6، ص: 254
[3] الذِّهْنُ: الفهم و العقل. و الذِّهْن أَيضاً: حِفْظُ القلب : لسان العرب، ج13، ص: 174
[4] استَيقَظ، النُّبْه: القيام : لسان العرب، ج13، ص: 546
[5] السَّفَهُ: خفّة في البدن، و استعمل في خفّة النّفس لنقصان العقل، و في الأمور الدّنيويّة، و الأخرويّة : مفردات الفاظ القرآن، ص: 414
[6] التَّمْوِيهُ و هو التلبيس: لسان العرب، ج13، ص: 544
[7] التَّلْبِيس- [لبس]: مص، حقيقت را پوشانيدن و بر خلاف واقع چيزى گفتن يا اظهار نمودن،- پوشانيدن،- فى اصْطِلَاحِ النَّجَّارِين اوِ البَنَّائين: و در اصطلاح نجاران و بنايان روكش ساختن چوبى يا سنگى : فرهنگ ابجدی، ص 748