در بیانات روشنگر و عالمانه مقام معظم رهبری دامت برکاته به سه عنصر مهم در حرکت مهم تاریخی و فرهنگ ساز عاشورا اشاره شده است که به جهت اهمیت و نشر این سه عنصر، عین بیانات معظم الله را در سه پست(هر پست، یک عنصر) خدمت شما تقدیم می داریم.

ایشان می فرمایند:
« عاشورا يک حادثه ي تاريخيِ صرف نبود؛ عاشورا يک فرهنگ، يک جريان مستمر و يک سرمشق دائمي براي امت اسلام بود. حضرت ابي عبداللَّه (عليه السّلام) با اين حرکت - که در زمان خود داراي توجيه عقلاني و منطقي کاملاً روشني بود - يک سرمشق را براي امت اسلامي نوشت و گذاشت. اين سرمشق فقط شهيد شدن هم نيست؛ يک چيزِ مرکب و پيچيده و بسيار عميق است. سه عنصر در حرکت حضرت ابي عبداللَّه (عليه السّلام) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه.
عنصر منطق و عقل در اين حرکت، در بيانات آن بزرگوار متجلي است؛ قبل از شروع اين حرکت، از هنگام حضور در مدينه تا روز شهادت. جمله، جمله ي اين بيانات نوراني، بيان کننده ي يک منطق مستحکم است. خلاصه ي اين منطق هم اين است که وقتي شرايط وجود داشت و متناسب بود، وظيفه ي مسلمان، «اقدام» است؛ اين اقدام خطر داشته باشد در عاليترين مراحل، يا نداشته باشد. خطرِ بالاترين، آن است که انسان جان خود و عزيزان و نواميس نزديک خود - همسر، خواهر، فرزندان و دختران - را در طبق اخلاص بگذارد و به ميدان ببرد و در معرض اسارت قرار دهد. اينها چيزهايي است که از بس تکرار شده، براي ما عادي شده، در حالي که هر يک از اين کلمات، تکان دهنده است. بنابراين، حتي اگر خطر در اين حد هم وجود داشته باشد، وقتي شرايط براي اقدام متناسبِ با اين خطر وجود دارد، انسان بايد اقدام کند و دنيا نبايد جلوي انسان را بگيرد؛ ملاحظه کاري و محافظه کاري نبايد مانع انسان شود؛ لذت و راحت و عافيتِ جسماني نبايد مانع راهِ انسان شود؛ انسان بايد حرکت کند. اگر حرکت نکرد، ارکان ايمان و اسلام او بر جا نيست. «انّ رسول اللَّه (صلّي اللَّه عليه وآله) قال: من رأي سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللَّه و لم يغيّر عليه بفعل و لاقول کان حقّا علي اللَّه ان يدخله مدخله»؛ منطق، اين است. وقتي اساس دين در خطر است، اگر شما در مقابل اين حادثه ي فزيع، با قول و فعل وارد نشويد، حقِ علي اللَّه است که انسان بي مسؤوليت و بي تعهد را با همان وضعيتي که آن طرف مقابل - آن مستکبر و آن ظالم - را با آن روبه رو مي کند، مواجه کند.
حسين بن علي (عليه السّلام) در خلال بيانات گوناگون - در مکه و مدينه و در بخش هاي مختلف راه، و در وصيت به محمد بن حنفيه اين وظيفه را تبيين کرده و آن را بيان فرموده است. حسين بن علي (عليه السلام) عاقبتِ اين کار را مي دانست؛ نبايد تصور کرد که حضرت براي رسيدن به قدرت - که البته هدف آن قدرت، مقدس است - چشمش را بست و براي آن قدرت حرکت کرد؛ نه، هيچ لزومي ندارد که يک نگاه روشنفکرانه ما را به اينجا بکشاند. نخير، عاقبت اين راه هم بر حسب محاسبات دقيق براي امام حسين (عليه السّلام) با روشن بيني امامت قابل حدس و واضح بود؛ اما «مسأله» آنقدر اهميت دارد که وقتي شخصي با نفاستِ جان حسين بن علي (عليه السّلام) در مقابل اين مسأله قرار مي گيرد، بايد جان خود را در طبق اخلاص بگذارد و به ميدان ببرد؛ اين براي مسلمان ها تا روز قيامت درس است و اين درس عمل هم شده است و فقط اينطور نبوده که درسي براي سرمشق دادن روي تخته ي سياه بنويسند، که بعد هم پاک بشود؛ نه، اين با رنگ الهي در پيشاني تاريخ اسلام ثبت شد و ندا داد و پاسخ گرفت، تا امروز.»[1]
—————————-
[1] بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار روحانيان و مبلغان در آستانه ى ماه محرم، 1384/11/05